چگونه سيستمی بينديشيم ؟

برگرفته از وبلاگ: http://athir.blogfa.com.

شرط ورود به دنياي سيستم آمادگي ذهني است . براي اينكه سيستمي بينديشيم بايد چارچوبهاي ذهني خود را به كناري بگذاريم و بي تعصب نسبت به شيوه ها و روشهاي از قبل آزموده خود آماده پذيرفتن نوع تازه اي از تفكر و انديشه بشويم . غالباً  ذهن ما را انديشه هاي آشنا پر كرده است شايد به دليل تكرار نوع خاصي از تفكر ، به درستي يا نادرستي آن فكر نكنيم و شايد ترك نوع خاصي از انديشه و عمل به سادگي ميسر نباشد ، اما براي سيستمي انديشيدن برداشتن اين گام ضروري است . نمونه هاي بسياري از تصميم ها را در جامعه خود مي بينيم كه به سبب سيستمي نينديشيدن حادث شده و هزينه ها و خسارات جبران ناپذيري را بر جامعه تحميل كرده است . ايجاد و ادامه رشته هاي تحصيلي در دانشگاهها بي توجه به نياز بخشهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي ، اقداماتي كه به رشد بي رويه جمعيت منجر شد و منابع هنگفتي از جامعه صرف اين رشد  جمعيت شده و بعد از اين نيز خواهد شد . دو نمونه ساده از عدم تفكر سيستمي در جامعه ماست . تجزيه گرايي در يك جامعه بي آنكه به تأثير هر فعاليت در كل مجموعه و ساير اجزاء توجه گردد سبب مي شود منابع عظيمي بي نتيجه تلف شود و فرصتهاي بسياري از دست برود .

 

يكي از صاحبنظران سيستم بنام چرچمن مثال ساده اي از عادت به نوع خاصي از انديشيدن و قالبهاي ذهني شكل گرفته را بدين سان مطرح مي سازد كه اگر از شما بپرسند اتومبيل چيست ؟ بلافاصله پاسخ مي دهيد اتومبيل وسيله اي است كه چهار چرخ  دارد . پرسشگر دوباره از شما مي پرسد آيا ممكن است اتومبيلي با سه چرخ نيز وجود داشته باشد ؟ با عمق بيشتري به تفكر مي پردازيد و وجود چنين وسيله اي را غير ممكن نمي دانيد و شايد هم مشابه آن را در گذشته ديده باشيد . پس پاسخ خود را تعديل مي كنيد ، كه بله ممكن است اتومبيلي با سه چرخ هم وجود داشته باشد . اما ، چرا به همين جا خاتمه نمي يابد . سؤال كننده احتمال وجود اتومبيل با دو چرخ را مطرح مي كند و شما ناچار باز هم به تعديل پاسخ نخستين خود مي پردازيد و اين پرسش همچنان در مورد اتومبيل با يك چرخ و حتي بدون چرخ مطرح مي شود . مي بينيد با هر سؤال شما ناچار به پذيرش نوع تازه اي از انديشيدن شده ايد و هر بار وارد قلمرو تازه اي از تفكري خاص گرديده ايد . مثال فوق مثالي از عادي شدن نوع انديشه است كه بنيان اعمال و رفتار شخصي و اجتماعي ما را مي سازد . چنانكه بتوانيم از دست انديشه هاي متعارف كه برايمان بصورت عادتهاي خشك و انعطاف ناپذير در آمده اند ، رها شويم و روي به نوع تازه اي از انديشيدن بياوريم هر لحظه و هر زمان انديشه هاي خود را نو كنيم . به روابط علمي و عملي پديده ها فكر كنيم ، وارد دنياي تازه اي شده ايم . دنيايي كه شگفتي هاي آفرينش را بر ما مي نماياند و تواناييهاي بي حد و مرز هوش و ذهن انساني را بر ما مكشوف مي دارد .

 

اگر بتوانيم در مورد عادات و رفتار خود و درستي و نادرستي آنها ترديد كنيم به فلسفه وجودي هر يك بينديشيم و آثار مترتب بر آنها را وارسي كنيم آماده وارد شدن به  دنياي سيستم هستيم . دنياي شگفتي كه پيچيدگيهاي آن تا بي نهايت ادامه مي يابد . بديهي است كه با مشاهده اين همه ظرفيت و پيچيدگي در دنياي آفرينش از يك سلول تا منظومه ها و كهكشانها چاره اي جز تسليم و تعظيم در برابر آفريننده آن نخواهيم داشت .

 کتایون مهدی